1.         

اضافه کاری = ساعات اضافه کاری * 140% * 220 ساعت / حقوق پایه
ماده 59 - در شرايط عادي ارجاع كار اضافي به كارگر با شرايط ذيل مجاز است : الف – موافقت كارگر ب – پرداخت 40% اضافه بر مزد هر ساعت كار عادي.

تعطیل کاری =ساعات تعطیل کاری * 140% * 220 ساعت / حقوق پایه
ماده 62 – روز جمعه، روز تعطيل هفتگى كارگران با استفاده از مزد مى باشد.
كارگرانى كه به هر عنوان به اين ترتيب روزهاى جمعه كار مى كنند، در مقابل عدم استفاده از تعطيل روز جمعه 40% اضافه بر مزد دريافت خواهند كرد.

شب کاری = ساعات شب کاری * 135% * 220 ساعت / حقوق پایه
ماده 58 - برای هر ساعت کار درشب تنها به کارگران غیر نوبتی 35% اضافه بر مزد ساعت کار عادی تعلق می گیرد.

کارهای نوبت کاری

1-کار نوبت کاری که بین صبح وعصر قرار میگیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * 110% * 220 ساعت / حقوق پایه

2-کار نوبت کاری که بین صبح وعصر وشب قرار گیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * 115% * 220 ساعت / حقوق پایه

3-کار نوبت کاری که صبح وشب یا عصر وشب قرار گیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * 122.5% * 220 ساعت / حقوق پایه
(ساعات شب کاری از 22 تا 6 بامداد می باشد)


----------------------------------------------------------------------



در رابطه با محاسبه ي مزاياي پايان خدمت و عيدي ؛

سنوات = تعداد روزهاي كاركرد * 365 روز / حقوق پایه
ماده 24 - كارفرما مكلف است به كارگري كه مطابق قرارداد، يكسال يا بيشتر ....... براساس آخرين حقوق مبلغي معادل يكماه حقوق به عنوان مزاياي پايان كار .

عيدي = دو برابر پايه حقوق مشروط به اينكه از سه برابر حداقل حقوق همان سال بيشتر نباشد .
اگر بيشتر نبود = دو برابر پايه حقوق
اگر بيشتر بود = روزهاي كاركرد * 365 / 3 * حداقل پايه حقوق


نحوه محاسبه حقوق ماهیانه ( ماده ۳۷ قانون کار )
برابر مفاد قانون مدني جمهوري اسلامي ، ماه شمسي 30 روز است، لذا در قانون کار ، مزد و مزاياي متعلقه به کارگر بر مبناي 30 روز محاسبه ميگردد. البته پرداخت مزد و مزاياي متعلقه ، در ماههاي 31 روزه تقسيم بر 30 شده و در عدد 31 ضرب ميگردد و طبيعتا در ماههاي 29 روزه نيز بر عدد 30 تقسيم شده و در 29 ضرب ميگردد . يعني تعيين حقوق و دستمزد بر مبناي ماه 30 روزه ، و پرداخت آن بر مبناي تعداد روزهاي ماه انجام ميگردد. به اين معني که وقتي از سوي شورايعالي کار ، حداقل مزد کارگران اعلام ميگردد ، اين مبلغ بر مبناي ماه شمسي ( 30 روزه ) اعلام شده ، ولي هنگام پرداخت آن بايستي به تناسب تعداد روزهاي ماه مورد نظر محاسبه گردد.

با توجه به اينكه ساعات كاري در روز 7 ساعت و 20 دقيقه ميباشد پس هر شخص بايد در ماه 30 تا 7.33 كار كند كه ميشود 220 ساعت حالا اگه جمعه ها و نصف روز پنج شنبه ها و ساير روزهاي تعطيل رو ازش كم كنيم ميشود خالص كاركرد شخص .
مثلا وقتي شخصي در ماه 180 ساعت كار ميكند و كل حقوق يك ماه را دريافت ميكند در واقع قسمتي از حقوق كه دريافت ميكند بابت ساعاتي است كه شخص فعاليتي نداشته.

در قانون کار 44 ساعت کار در هفته اعلام شده و یک روز جمعه هم استراحت ولی حقوق پرداخت میشود پس:

44 ساعت / 6 روز کاری =7.33 که همان 7 ساعت و بیست دقیقه میشود.

خوب روز جمعه هم باید حقوق پرداخت شود پس مشخص شد روز کاری از نظر قانون کار 7.33 است و این را در 30 روز ضرب کنید عدد220 ساعت در ماه بدست خواهد آمد که شما حقوق ماهانه فرد را بر اساس 30 روز یا 220 ساعت محاسبه میکنید.

 

1.        قوانين تامين اجتماعي كه يك حسابدار بايد بداند

موارد 18 گانه ذيل به منظور تعريفات ابتدايي در اين قانون گنجانده شده است در اين 18 بند به عنوان يک حسابدار شما بايداطلاعاتي که توسط شرکت مربوطه به اداره تامين اجتماعي ارسال مي گردد موارد مذکور را لحاظ نمائيد که در کنار هر کدام با رنگ متمايز مشخص شده است
ماده 1- به منظور اجرا و تعميم و گسترش انواع بيمه هاي اجتماعي و
استقرار نظام هماهنگ و متناسب با برنامه اي تامين اجتماعي سازمان تامين
اجتماعي كه در اين قانون سازمان ناميده مي شود تشكيل مي گردد.
ماده 2- تعاريف :
1- بيمه شده شخصي است كه راسات مشمول مقررات تامين اجتماعي بوده و با
پرداخت مبالغي به عنوان حق بيمه حق استفاده از مزاياي مقرر در اين قانون
را دارد.
2- خانواده بيمه شده شخص يا اشخاصي هستند كه به تبع بيمه شده از
مزاياي موضوع اين قانون استفاده مي كنند.
3- كارگاه محلي است كه بيمه شده به دستور كارفرما يا نماينده او در
آنجا كار مي كند.
4- كارفرما شخص حقيقي يا حقوقي است كه بيمه شده به دستور يا به حساب
او كار مي كند. كليه كساني كه به عنوان مدير يا مسئول عهده دار اداره
كارگاه هستند نماينده كارفرما محسوب مي شوند و كارفرما مسئول انجام كليه
تعهداتي است كه نمايندگان مزبور در قبال بيمه شده به عهده مي گيرند.
5- مزد يا حقوق يا كارمزد در اين قانون شامل هر گونه وجوه و مزاياي
نقدي يا غير نقدي مستمر است كه در مقابل كار به بيمه شده داده مي شود.
6- حق بيمه عبارت از وجوهي است كه به حكم اين قانون و براي استفاده
از مزاياي موضوع آن به سازمان پرداخت مي گردد.
7- بيماري ، وضع غير عادي جسمي يا روحي است كه انجام خدمات درماني را
ايجاب مي كند يا موجب عدم توانايي موقت اشتغال به كار مي شود يا اينكه موجب
هر دو در آن واحد مي گردد.
8- حادثه از لحاظ اين قانون اتفاقي پيش بيني نشده كه تحت تاثير عامل
يا عوامل خارجي در اثر عمل يا اتفاق ناگهاني رخ مي دهد و موجب صدماتي بر
جسم يا روان بيمه شده مي گردد. ( در زمان حادثه بايد پرسنل مربوطه با توجه به ميزان بيمه توسط واحد اداري _ کارگزيني مبني بر عدم کار ارائه گردد تا نام وي در زمان استفاده از بيمه (استعلاجي) در ليست بيمه قرار گرفته نشود تا پرسنل مربوطه بتواند از دوره نقاحت که توسط پزشک معتمد مشخص مي گردد استفاده نمايد بنابراين دايره حسابداري بايد اطلاعات کافي در مورد افراد از کار افتاده در حين عمليات کار داشته باشد )
9- غرامت دستمزد به وجوهي اطلاق مي شود كه در ايام بارداري، بيماري و عدم
توانايي موقت ، اشتغال به كار و عدم دريافت مزد يا حقوق به حكم اين قانون
به جاي مزد يا حقوق به بيمه شده پرداخت مي شود. برابر قانون مادران تا 4 ماه از غرامت دستمزد براي بارداري مي توانند استفاده نمايند و 66 درصد از حقوق به آنها تعلق مي گيرد
10- وسايل كمكي پزشكي (پروتزواتز) وسايل هستند كه به منظور اعاده
سلامت يا براي جبران نقص جسماني يا تقويت يكي از حواس به كار مي روند.
11- كمك ازدواج مبلغي است كه طبق شرايط خاصي براي جبران هزينه هاي
ناشي از ازدواج به بيمه شده پرداخت مي گردد.
12- كمك عائله مندي مبلغي است كه طبق شرايط خاص در مقابل عائله مندي
توسط كارفرما به بيمه شده پرداخت مي شود.
13- ازكارافتادگي كلي عبارت است از كاهش قدرت كار بيمه شده به نحوي كه
نتواند با اشتغال به كار سابق يا كار ديگري بيش از (3)/(1) از درآمد قبلي
خود را به دست آورد.
14- ازكارافتادگي جزيي عبارت است از كاهش قدرت كار بيمه شده به نحوي
كه با اشتغال به كار سابق يا كار ديگر فقط قسمتي از درآمد خود را به دست
آورد.
15- بازنشستگي عبارت است از عدم اشتغال بيمه شده به كار به سبب رسيدن
به سن بازنشستگي مقرر در اين قانون . در ادامه توضیح داده می شود
16- مستمري عبارت از وجهي است كه طبق شرايط مقرر در اين قانون به
منظور جبران قطع تمام يا قسمتي از درآمد به بيمه شده و در صورت فوت او
براي تامين معيشت بازماندگان وي به آنان پرداخت مي شود.
17- غرامت مقطوع نقص عضو مبلغي است كه به طور يكجا براي جبران نقص
عضو با جبران تقليل درآمد بيمه شده به شخص او داده مي شود. براساس کمیسیون بیمه مشخص می گردد در بعضی مواقع بجز غرامت که بیمه تقبل می نماید دادگاه های عمومی شرکت را محکوم می نمایند که در در فصلهای بعدی توضیح ارائه می گردد
18- كمك كفن و دفن مبلغ مقطوعي است (مبلغ يك ميليون ريال مي باشد كه بابت هزينه هاي خريد قبر، كفن و دفن و ديگر خدمات مربوطه از سوي اين سازمان پرداخت مي شود. كه به منظور تامين هزينه هاي مربوط به كفن و دفن بيمه شده در مواردي كه خانواده او اين امر را به عهده مي گيرند پرداخت مي گردد.